آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
414
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
آن شخص وارد آن جايگاه شد و زنجير از دست و پا و گردن ارشك برداشت و سر و تن او را شسته جامه مجلل بر او راست كرد و او را بر كرسى نشاند و بر طبق تشريفات معمول دربار ارمنستان براى او غذا آورد و پيش او شراب نهاد . بدين ترتيب در ستمت ارشك را از بهت و رخوت حبس بيرون كشيد و با موسيقى نوازان وسائل تفريح او را فراهم آورد . فوستوس گويد : در آخر غذا ميوه و سيب و خيار و اطعمه لذيذ در برابر ارشك نهادند و در همان وقت كاردى پيش او گذاشتند ، تا بتواند ميوهها را بخورد . درستمت آنچه در قوه داشت براى تفريح ارشك به كار مىبرد و در مقابل او بر پاى ايستاده دائما او را تسلى ميداد . ارشك كه سرمست شده بود ، دنيا در نظرش سياه مينمود . گذشتهء خود را بخاطر آورد و گفت ، بدبخت ارشك ! كار جهان چنين است ! اينك منم كه بدينجا و بدين پايه افتادهام ! اين بگفت و كارديرا ، كه براى ميوه بريدن در دست داشت ، بقلب خود فروبرد و در حال جان بداد . درستمت چون اين بديد ، خود را به روى او افكنده كارد را از سينهء او بركشيد و به پهلوى خود فروبرده در جاى سرد شد . يكى از مجازاتهاى بسيار معمول آن زمان ، كه خصوصا درباره شاهزادگان عاصى مجرى ميشد ، كورى بود ؛ به اين ترتيب كه ميل سرخ در چشم محكوم فروميبردند يا روغن گداخته در ديده او ميريختند « 1 » . حكم اعدام را معمولا بوسيله شمشير اجراء ميكردند . مرتكبين بعضى از جرائم را از قبيل خيانت بدين و دولت مصلوب ميكردند . آميانوس حكايت مىكند « 2 » ، كه « از عادات ايرانيان اين بود ، كه تمام يا قسمتى از پوست بدن مجرمين را مىكندند و پروكوپيوس « 3 » روايت مىكند ، كه پوست يك سردار ارمنى را كنده ، از كاه انباشتند و بر درختى بسيار بلند آويختند . در زمان تعقيب عيسويان گاهى
--> ( 1 ) - پروكوپيوس ، 1 / 6 ؛ فوستوس بيزانسى ، لانگلوا ، ج 1 ، ص 231 . ( 2 ) - كتاب 23 ، بند 6 ، فقره 80 . ( 3 ) - جنگ ايران ، 1 / 5 .